گل پسر من در کاشان
سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت به همراه خانواده راهی کاشان شدیم و پوریا هم از اول صبح پرانرژی و سرحال شروع کرد به بازی کردن و سر و صدا آخه پسر من عاشق گشتن و رفتن بلیرون از خونه هست. تو ماشین تا جایی که می تونست بپر بپر و وقتی هم وایمیستادیم جایی شیطنت و شیطنت تو این گردش ما یه گشتی تو نیاسر زدیم و بعد هم راهی آبشار معروفش شدیم ولی چون تو مسیر ترافیک سنگینی بود برگشتیم و توی یکی از باغ های همون اطراف برای ناهار مستقر شدیم و بعد از استراحت و صرف ناهار به سمت حموم فین راه افتادیم و آقا پوریا هم با دقت هر چه تمام همه جا رو نگاه میکرد و حسابی بازی و توی باغ فین کل مسیر رو از داخل آبها راه میومد و اصلا بیرون نمیو...








